دیدگاه اسلام درباره جهان هستی ، انسان و جامعه ، جهانشناسی اسلام
🔸در جهانبینی اسلامی میخواهیم با دید و بینش اسلام درباره هستی به طور مطلق، انسان به طور خاص و اجتماع ، انسان به طور اخص آشنا شویم.
45 نوشته
🔸در جهانبینی اسلامی میخواهیم با دید و بینش اسلام درباره هستی به طور مطلق، انسان به طور خاص و اجتماع ، انسان به طور اخص آشنا شویم.
🔶 اسم اعظم لفظ نيست كه اگر كسي يك لفظ را بگويد طي الارض داشته باشد براي اينكه ما يقين داريم بالاخره اسم اعظم در قرآن كريم هست همه اين حروف مقطعه را انسان بخواند همه اين قرآن را بخواند بعد از جايش بخواهد حركت كند به زحمت بلند ميشود .
🔹وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلاَ نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّي أَلْقَي الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ...﴿52﴾ لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ ...﴿53﴾ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا .. ﴿ حج 54﴾
🔸وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهيمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَه ( بقره- ۱۳۰ )
چه کسی از روش ابراهیم رویگردان است مگر آنکه خود را نشناسد
🔷 إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ﴿آل عمران ۱۷۵﴾
در واقع اين شيطان است كه دوستانش را مى ترساند پس اگر مؤمنيد از آنان مترسيد و از من بترسيد
🔹وَاجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا
{ اسراء 80 }
و برایم از نزد خود نیرویی یاری دهنده قرار ده.
🔸وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ ۚ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا ﴿ اسراء ٨١﴾
و بگو: حق آمد و باطل نابود شد؛ بی تردید باطل نابود شدنی است.
🔹 يَوْمَ يَسْمَعُونَ ٱلصَّيْحَةَ بِٱلْحَقِّ ذَٰلِكَ يَوْمُ ٱلْخُرُوجِ. ( ق - 42)
روزی که همه آن صیحه حتمی را می شنوند، که آن روز، روز خروج از قبرهاست
🔸يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ ﴿انشقاق ٦﴾
ای انسان! یقیناً تو با کوشش و تلاشی سخت به سوی پروردگارت در حرکتی، پس او را دیدار می کنی،
🩷 إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ ﴿مطفّفین ٢٩﴾
بدکاران همواره [در دنیا از روی ریشخند و استهزا] به مؤمنان می خندیدند